تبلیغات اینترنتیclose
به بیقراری وُ شبگریه هام می خندم! ( امید صباغ نو )
پیچک ( امید صباغ نو )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ شنبه 14 ارديبهشت 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

اَعوُذُ شعر و غزل، مِِن سکوتِ تلخِ رجیم!

**
.
به بیقراری وُ شبگریه هام می خندم!
که دور می شوی از مردِ قصّه ات ،کم کم!

اَعوُذُ شعر و غزل، مِِن سکوتِ تلخِ رجیم!
چرا که گم شده ام بین این همه آدم

همیشه منتظرم تا "پیامک"ات برسد
"امیدِ من، به خدا عشقمی!/وَ بی تو غم-

تمام حجم تنم را گرفته ، می فهمی؟"
نمی شود که نفهمم ، گزینه ی مبهم!

اگرچه طعم تو را می دهند لبهایم
دوباره تر عطشت را گرفته ام ، زمزم!

اتاق آبی وُ سیگار وُ چای وُ دخترکم...
وَ با زنی که ندارم ... چه قَدر خوشبختم!!

 

 امید صباغ نو

http://www.shereno.com/1435/3006/

برچسب ها : ,

موضوع : تاریخ بی حضور تو بخش اول, | بازديد : 257