تبلیغات اینترنتیclose
از این دقیقه نه خنده، نه چشم تر-جرم است(( امید صباغ نو )
پیچک ( امید صباغ نو )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ شنبه 14 ارديبهشت 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

.::. بدون شرح.::.

 


از این دقیقه نه خنده، نه چشم تر-جرم است
نگاه خیره به عنوان هر خبر جرم است

"بدون کسب اجازه" برای ضجّه زدن
تکانِ دست وُ دهان وُ زبان وُ سر،جرم است

بدن شبیه قفس بوده چند روز ، اما-(1)
"قفس" رسیده برای بدن ، نظر جرم است!!

نفس نکش وَ خودت را مچاله کن در خود
به لحظه های عزیزت نزن ضرر ، جرم است

و طبق منطقِ جنگل ، که فرد یعنی "یک"!
مراوداتِ میان پدر پسر جرم است

برو وَِ با خودت امشب به درد خود خوش باش
بدان ، تجمعِ بالای یک نفر جرم است!

***
کسی نخواست بپرسد چرا، که داد زدم:
من آدمم به خدا، زندگی مگر جرم است؟

-

**
1-مرغ باغ ملکوتم نیَم از عالم خاک
چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم
(حضرت مولانا)

**

امید صباغ نو

http://www.shereno.com/1435/3006/49830.html

برچسب ها : ,

موضوع : تاریخ بی حضور تو بخش اول, | بازديد : 168