تبلیغات اینترنتیclose
درست ساعت 24 عاشق شد ! ( امید صباغ نو )
پیچک ( امید صباغ نو )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 15 ارديبهشت 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

درست ساعت 24 عاشق شد !


**


درست ساعت 24 عاشق شد !
درون کوپه ی تنگ قطار عاشق شد!!

شبیه شاخه ی گل روبروی مرد نشست
و مرد – ساده و بی اختیار عاشق شد!

بهانه پشت بهانه – غزل برایش خواند
و زن برای غزلهای یار عاشق شد !

سکوت سرد دوساک و چهار صندلی و
نگاه مرد به زن – بی گدار عاشق شد

زبان مرد نچرخید و ناگهان دستش –
میان زخمه و زخم سه تار عاشق شد

دو چشم در بدر و شور عاشقی – باهم
نشست پای دل انتظار - عاشق شد

ولی نگاه زن از درد کهنه ای میسوخت
نگفت این که میان غبار عاشق شد

٬طنین سوت قدیمی – برو خداحافظ !
نگاه خسته و بی بند و بار عاشق شد

دلش شبیه گذشته به حال بختش سوخت
چرا که عمر خودش را دو بار عاشق شد !

یکی میان غزلمرگ و دیگری دیشب -
-که راس ساعت 24 عاشق شد !!

٬دو ساک غربتی و مرد خسته ـ راحت شد !
چرا که صبح تنش روی دار عاشق شد

 

 

امید صباغ نو

http://www.shereno.com/1435/3006/26891.html

برچسب ها : ,

موضوع : تاریخ بی حضور تو بخش چهارم, | بازديد : 414