تبلیغات اینترنتیclose
اِقرَاء.../ بخوان به نام گل سرخ / قُلْ اَعوُ...-( امید صباغ نو )
پیچک ( امید صباغ نو )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 15 ارديبهشت 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

خافَ مَقامَ رَبِّه ...نَهِى النَّفس عَنِ الهَوى!

****


اِقرَاء.../ بخوان به نام گل سرخ / قُلْ اَعوُ...-

-ذُ ... /غم برای این همه آدم خودت بگو!


روی سخن به سمت شماها که آدمید!

یا اَیُّهاَ الَّذینَ .../ که از عشق دم زدید!!


از این سه حرف ساده چه فهمیده اید ؟ها؟

در (عین) و (شین) و (قاف) چه ها دیده اید؟ ها؟

از عشق هرزه های پری رویِ ... بیخیال!

من خسته ام از این همه [بر فرض] و [احتمال]


بانوی من ! قسم به خدا وُ به جانِ تو

من ایستاده ام به سرِ هفت خوانِ تو


دنیا شبیه صحنه ی جنگ و نبرد نیست

جای نمایش دلِ هر هرزه گرد نیست!


عاشق شدن به راحتی آب خوردن است؟

در هر غزل به نام دل ِ نیست! مُردن است؟!


میخواهم این جماعت ِ از عشق بی خبر

واقف شوند در هوس وُ عشق ... مختصر


[اَ] لَمْ اَعهِدُ اِلَیکُم ... یا بَنی آدَم- اَنْ

- لا تَعبُدوُا الشِّیطانُ ، این است حرف من! (1)


اینجا زمین،صدا سرِ سِن را که بشنوید:

[تَبَّت یــَدی اَبـی لَهَبٍ...] را که بشنوید (2)


در پشت سایه ی خودتان میخ میشوید

بازیچه ی نمایش تاریخ میشوید !


دیگر بس است بازیِ (کودک)مآبتان

فردا قیامت است همین ، وا به حالتان


بَلْ سوُلَتُ لَکُم ... ؛ بخدا حرف بنده نیست !(3)

هر کس مطیع نفسِ خودش شد برنده نیست


من بچّه نیستم ، تو دل خویش را بپا!

سی سالگی کجا وُ منِ عاشقم کجا؟؟!


آموختم چنین وَ نصیحت کنم تو را:

خافَ مَقامَ رَبِّه ...نَهِى النَّفس عَنِ الهَوى!(4)


با عشقِ بی هوس به خودم دار میزنم

هر لحظه آتشی سرِ سیگار میزنم !


باشد که تا گناه بسوزد درون من

یا درد عشق تو که عجین شد به خون من!


کم مانده گوشه ی یکی از روزهای بد

تنهایی ام درون خودش خودکشی کند

 

توضیحات :


1)مگر با شما پیمان نبستم ای فرزندان آدم!

 که عبادت شیطان نکنید؟ (سوره یس آیه60)

2) بریده باد دو دست ابولهب و مرگ بر او باد (سوره مسد – آیه 1)

3) نفستان شما را فریب داد ( سوره یوسف آیه 18)

4) و اما من خاف مقام ربه و نهى النفس عن الهوى فان الجنة هى الماوى: اما کسى که از مقام پروردگار بترسد و نفس خویش را از هواپرستى نهى کند بهشت جایگاه او است ( سوره نازعات -آیه 40)

 

ایضا له :

قُلْ أَنَدْعُو مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ یَنفَعُنَا وَلاَ یَضُرُّنَا وَنُرَدُّ عَلَى أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَانَا اللّهُ کَالَّذِی اسْتَهْوَتْهُ الشَّیَاطِینُ فِی الأَرْضِ حَیْرَانَ لَهُ أَصْحَابٌ یَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنَا قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَىَ وَأُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ ترجمه: بگو : آیا سوای الله کسی را بخوانیم که نه ما را سود می دهد و نه زیان ، می رساند ؟ و آیا پس از آنکه خدا ما را هدایت کرده است ، همانند آن کس که شیطان گمراهش ساخته و حیران بر روی زمین رهایش کرده ، از دین بازگردیم ؟ او را یارانی است که به هدایت ندایش می دهند که نزد ما بازگردد بگو : هدایتی که از سوی خدا باشد ، هدایت واقعی است و به ما فرمان رسیده که در برابر پروردگار جهانیان تسلیم شویم(سوره انعام - آیه 1)

 

 

امید صباغ نو

http://www.shereno.com/1435/3006/54352.html

برچسب ها : ,

موضوع : تاریخ بی حضور تو بخش چهارم, | بازديد : 622