تبلیغات اینترنتیclose
من از سیاهی تندیس درد می ترسم ( امید صباغ نو )
پیچک ( امید صباغ نو )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 15 ارديبهشت 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

تندیس درد



من از سیاهی تندیس درد می ترسم
من از نهایت یک فصل سرد می ترسم

همیشگی تر از آواز یک پرنده ی پیر
من از کویر پر از خاک و گرد می ترسم

عجیب نیست – چرا که حقیقت محض است
که از تبلور احساس درد می ترسم !

من از تو – از همه – حتی خودم گریزانم
و از کسی که مرا زنده کرد می ترسم !!

چقدر عاطفه ها ساده رنگ می بازند !
هزار رنگ و من از رنگ زرد می ترسم

چه قدر گفتی و باور نکردمت ای عشق
من از قمار و از این تخته نرد می ترسم

تمام واژه به واژه غزل نوشتارم
خلاصه میشود – از عشق مرد می ترسم!!

 

 امید صباغ نو

http://www.shereno.com/1435/3006/27227.html

برچسب ها : ,

موضوع : تاریخ بی حضور تو بخش چهارم, | بازديد : 309