تبلیغات اینترنتیclose
عشق تو در رگ زمین جاریست، گوش کن ( امید صباغ نو )
پیچک ( امید صباغ نو )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 15 ارديبهشت 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

بیش از آنی که از تو می گویند ،گردن این قبیله حق داری!

 

***

عشق تو در رگ زمین جاریست، گوش کن بشنوی هیاهو را

می بری تا همیشه زیر سوال، منطق علمیِ ارسطو را


باید آهسته اعتراف کنم، هیچ چیزی شبیه چشمت نیست

هدف از آفرینشت این بود، کم کنی روی هرچه آهو را


بی گمان طرح صورت ماهت ،کار دستان حضرت حقّ است

غیر او میشود مگر دستی ، بکشد این کمان ابرو را؟


تو که هستی مگر که با یادت، آسمان جان تازه می گیرد؟

بردن اسم تو خودش کافیست، بشکند هرچه سحر و جادو را


طاقت زل زدن به چشمانت ، در وجود کسی نبود انگار

در حضور تو عرصه خالی بود، تا تو رفتی زدند اردو را!


دست تاریخ و سرنوشت آن روز، توی یک کاسه بود-بد میشد

-کف دستانِ ننگ بگذاری،حق یک گلّه گرگ ترسو را! ! !


بیش از آنی که از تو می گویند ،گردن این قبیله حق داری!

ای سرانجام عشق و زیبایی، ای علمدار ظهر عاشورا...

 

 

امید صباغ نو

http://www.shereno.com/1435/3006/117348.html

برچسب ها : ,

موضوع : تاریخ بی حضور تو بخش سوم, | بازديد : 242