تبلیغات اینترنتیclose
در استکان من غزلی تازه دم بریز ( امید صباغ نو )
پیچک ( امید صباغ نو )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 15 ارديبهشت 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

بر استوای شرجیِ لبهات سم بریز...

**

در استکان من غزلی تازه دم بریز
مُشتی زغال بر سرِ قلیان غم بریز

هِی پُک بزن به سردیِ لبهای خسته ام
از آتش دلت سرِ خاکسترم بریز

گیراییِ نگاه تو در حدّ الکل است
در پیک چشم های تَرَم عشوه کم بریز

وقتی غرورِ مرد غزل توی دستِ توست
با این سلاح نظم جهان را به هم بریز

بانو! تبر به دست بگیر انقلاب کن
هرچه بت است بشکن و جایش صنم بریز

لطفاً اگر کلافه شدی از حضور من
بر استوای شرجیِ لبهات سم بریز...!

 


این غزل را به یک دوست خیلی خوب تقدیم می کنم.

امید صباغ نو

http://www.shereno.com/1435/3006/74912.html

برچسب ها : ,

موضوع : تاریخ بی حضور تو بخش دوم, | بازديد : 415