تبلیغات اینترنتیclose
قطار از مبداء تهران به ... آری راه می‌افتد ( امید صباغ نو )
پیچک ( امید صباغ نو )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 15 ارديبهشت 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

وقتی که می‌روی

 


.
قطار از مبداء تهران به ... آری راه می‌افتد
به شکلی که همیشه دوست داری راه می‌افتد

به آتش می‌کشد دار و ندار لحظه‌هایش را
و آواز پُر از دردِ قناری راه می‌افتد

همیشه یک نفر می‌مانَد وُ آن دیگری ساکت
بدون حرفی وُ قول وُ قراری راه می‌افتد

وَ پشت شیشه های ایستگاهِ بی مروّت هم
صدای دلخراشِ بیقراری راه می‌افتد

تو عاشق نیستی؛ زیرا حقیقت را نفهمیدی
که از چشمان عاشق رودِ جاری راه می‌افتد

خدا پشت و پناهت؛ پشت من امّا نبودی که
بفهمی غصّه را، وقتی که یاری راه می‌افتد

میان سوت غم گم می‌شوم ، تکرار تاریخ وُ...
دوباره ریل ها زیر قطاری راه می‌افتد!

 

 امید صباغ نو

http://www.shereno.com/1435/3006/176125.html

برچسب ها : ,

موضوع : تاریخ بی حضور تو بخش دوم, | بازديد : 291