تبلیغات اینترنتیclose
به مُردادی ترین گرما قسم ، بدجور دلتنگم ( امید صباغ نو )
پیچک ( امید صباغ نو )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 15 ارديبهشت 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

تنم از عطر آغوشِ تو دارد باز می سوزد

**


به مُردادی ترین گرما قسم ، بدجور دلتنگم
شبیه گچ شده از دوری ات ، بانوی من ، رنگم!

حسودی می کند دستم به لبهایی که بوسیدت!
وَ من بیچاره ی چشم تو ام ...با چشم می جنگم!

تنم از عطر آغوشِ تو دارد باز می سوزد
جهنّم شد بهشتم؛ تا پرید آغوشت از چنگم

نظام آفرینش ناگهان بر عکس شد ، دیدم-
زدی با شیشه ی قلبت شکستی این دلِ سنگم!

گلویم را گرفته بُغضی از جنسِ سکوت امشب
"گُلِ گلدون من..." جا باز کرده توی آهنگم!

بَدَم می آید از اینقدر تنهایی ...وَ دلشوره
ازین احساسهای مسخره ...از گوشی ام ... زنگم!

فضای شعر هم بدجور بوی لج گرفته – نه ؟
دقیقاً بیست و یک روز است گیج و خسته و منگم!

تو تقصیری نداری ، من زیادی عاشقت هستم
همین باعث شده با هر نگاهی زود می لنگم!

همان بهتر که از هذیان نوشتن دست بردارم
به مرگِ شاعرِ چشمت قسم... بدجور دلتنگم


 

 

امید صباغ نو

برچسب ها : ,

موضوع : تاریخ بی حضور تو بخش اول, | بازديد : 311